• صبح
  • 
  • یزد
  • 
  • صبح
  • * پسر آریایی *

    * پسر آریایی *

    عشق یعنی با خدا تنها شدن...

    یک نفر

     

    مینویسم برای یک نفر

    اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی..

    اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته است

    که شاید عزیزترینم باشد..

    وقتی محرم حرفهای ناگفته اش باشم،

    وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد

    دلم را میلرزاند...

     نگرانش،

    دلتنگش

    و

    آشفته ی حال پریشانش میشوم

    که گویی در این هستی،    

    تنها کسی ست که دارم..

     

    هرچند کنار هم نباشیم

    اما،

    وجودش برایم هستی بخش است

    هرکجا که باشد

    حتی اگر صدایم را نشنود

    حضورم را حس نکند

     

    من،                         

                 دوستش دارم

    [ یکشنبه 5 مرداد1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


    پدرم

    نیم ساعت پیش، خدا را دیدم با پالتوی مشکی بلندش

    سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد،

    آواز که خواند تازه فهمیدم، پدرم را با او اشتباهی گرفته ام !

    [ یکشنبه 5 مرداد1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


    بعضی ” آه ” ها را…

    هر چقدر هم که از ته دل بکشی..

    باز هم سینه ات خالی نمیشود…

    امروز سینه ی من پر است از آن ” آه ” ها…….
     
    : .....
    [ جمعه 27 تیر1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


    تک ستاره

    هرگاه دفتر محبت را ورق زدی،

    هرگاه زیر پایت خش‌خش برگ‌ها را احساس کردی،

     هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره خاموش دیدی،

     برای یک بار در گوشه‌ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو:

                                                                                                    یادت بخیر

     

    [ چهارشنبه 18 تیر1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


    یک عزیز

    گاهی ، وقت خداحافظی از یک عزیزی .. خواسته یا ناخواسته میگیم :
    «مواظب خودت باش ! »
    مواظب خودت باش یعنی فکرم پیش توئه !
    مواظب خودت باش یعنی برام مُهمی !
    مواظب خودت باش یعنی نگرانتم !
    مواظب خودت باش یعنی دوستت دارم !
    مواظب خودت باش یعنی به خدا می سپارمت !
    مواظب خودت باش یعنی از الان دلم واست تنگ شده!
    مواظب خودت باش یعنی… واقعاً مواظب خودت باش.

    [ یکشنبه 15 تیر1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


    رفیق لحظه هایم...مادرم...

     

    دغده ی روز مره ام، بودن توست

    نفس کشیدنت......

    ایستادنت........

    خندیدنت.........

    "مادرم"

    توباشی و خدا...

    دنیا برایم بس است...

    Mother and Child 300x379 Mother and Child  photo

    چی میشه دوباره برگردم به ۲ یا ۳ سالگیم

    [ پنجشنبه 5 تیر1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


    سلامتی خودم(رامین)

     

    سلامتی خودم...میگی چرا؟؟

    چون با همه خندیدم...همه رو دلداری دادم...

    نگران همه شدم...به همه اهمیت دادم...

    بغض های خعلیارو به خنده تبدیل کردم!!

    ولی هیچکس حتی نفهمید تو دلم چی میگذره...

    هیچکس نفهمید..!

     

    [ یکشنبه 11 خرداد1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


    به بعضیام باید گفت:

                                    من چشم می بندم

        تو فقط گم شو

     

    [ شنبه 10 خرداد1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


    مسلمان؟ هه!

    اونایی که ما رو بی نماز میدونن خودشون این داستانن!!!!

     

    جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت :

    بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟

    همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره

    پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت :

    آری من مسلمانم

    جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و

    با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد

    گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج

    دارد ، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد

    خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود

    بیاورد

    جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید :

    آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟

    افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به

    پیش نماز مسجد دوختند ، پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :

    چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان

    نمیشود !!!
     
    مسلمان، مومن یا هر اسم و صفت عربیِ دیگه ای که به خودت گذاشتی...ای تویی که برای جهان شناخته شده ای..سرت به کار خودت باشه
     
    لطفا!
    مِن فَضلِكَ!
    !Please
    !Xahiş edirik
    !Lütfen
    [ شنبه 10 خرداد1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


    مرد یعنی..

    مرد کسیه که

    همیشه پیراهن تنش باشه

    آستیناش رو تا مچ تا بزنه

    جین یا پارچه ای فرقی نداره

    اما همیشه تمیز باشه

    بوی عطر خوب و مردونه بده

    نه زیاد نه کم ته ریش داشته باشه

    اخمو نباشه

    موقع حرف زدن سرش پایین باشه

    محرم و نا محرم حالیش باشه

    جنبه حتی بوسیده شدن داشته باشه

    دستشو که میگیری حس داشته باشه

    زیر دستات نبضش بزنه و گرم گرم باشه

    مرد باید مرد باشه !

    تافته ی جدا بافته نباشه

    با پول باباش کاری نداشته باشه

    هر چی هست از خود خودش باشه

    خاکی باشه و از مردم باشه

    مهربون باشه اما لوس و ننر نباشه

    آره مرد باید مرد باشه !

    وقتی باهاش حرف میزنی

    فقط گوش کنه و نگات کنه

    نه من بگه نه منم باشه

    حرف که بزنه حرف خوب بزنه

    نصیحت نکنه اما راه بلد باشه

    زبون باز و چاپلوس نباشه

    از ته دل حرف بزنه و صادق باشه

    همیشه با همه وجود حقیقت بگه

    حتی اگه باعث تنهاییش باشه

    کلا بگم درد رو بشناسه و اهل دل باشه

    بیخیال اطرافش همه توجهش به تو باشه

    دیر بخنده اما وقتی میخنده از ته دل باشه

    وقتی بغلت میکنه امن امن باشه

    وقتی میبوستت از ته دلش باشه

    راه رفتن باهاش حس خوب داشته باشه

    هر کسی شما دو تا رو دید حسود باشه

    افتخار کنی وقتی باهاش هستی

    باور کنی این تنها مرد دنیات باشه

    خلاصه که مرد باید مرد باشه

    [ پنجشنبه 1 خرداد1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


    آه..

    کـاش نجابتـم را بهـانه رفتنتــــ قـرار نمیـدادی

     

     تـا بـا دیـدن هـر هـرزه ای

     

      بـه خودم نگویـم : اگـر مثـل ایـن ها بـودی نمیـرفتـــــ

    [ پنجشنبه 1 خرداد1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


    جوانی هایت را ...

    با بچگی هایم پیر کردم ...

    به موی سپیدت مرا ببخش...

    مادر ، ای تمام هستی من

    دوستت دارم

    [ پنجشنبه 1 خرداد1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


    چه دردناکه..

    mother-and-baby
    دو تا بوسه دردناک تو دنیا هست
     بوسه ای که وقتی بچه به دنیا میاد ،
     مادر میبوسه ولی بچه نمیفهمه ،
     و  بوسه ای که وقتی مادر
     از دنیا میره بچه می بوسه ولی مادر نمیفهمه
    چه دردناک است...
    [ پنجشنبه 1 خرداد1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


    به یاد پر فروغ ترین ستاره"فروغ فرخزاد"

    "....صادقانه دروغ می گویند

                            و عاشقانه خیانت می کنند

          کاش دل ها آن قدر پاک بود

                                          که برای گفتن.. دوستت دارم..

                                                             نیازی به قسم خوردن نبود..."

    [ سه شنبه 30 اردیبهشت1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


    مادر

     

    کــوه بـا نـخـسـتـیـن سـنـگ هـا آغـاز مـی شـود...

    انـسـان بـا نـخـسـتـیـن درد...

    مـن بـا نـخـسـتـیـن نـگـاه تـو آغـاز شـدم...

    مادر..

    [ سه شنبه 30 اردیبهشت1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


     
    درد من تنهایی نیست بلکه

    درد من مرگ مردمی است که
     
    گدایی را قناعت
     
    بی عرضه گی را صبر
     
    و با تبسمی بر لب این حماقت ها را
     
    حکمت خدا می نامند!
     
    [ سه شنبه 30 اردیبهشت1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]


    بخند مهربونم(ایرونی)

    بخند عزیز

    بخند که دلامون به خنده های هم خوشه

    بخند

    بخند

    تو که غرق مشکلای دنیایی،

    تو که دلت از کسی شکسته،

    تو که در غم بی کس هستی

    بخند و بگو همه چی آرومه

    بیخیال دنیا و دار و دسته هاش

    بیخیال تخت نشین هاش

    بیخیال هرچی دارد و هر چه میکند

    نگو دنیا چشم دیدن خنده های منو نداره

    نگو خنده برای من نیست

    تو بخند که فقط خنده های تو کمه

    آخه هیچ چیزی مثل خنده های تو شیرین نیست

    بخند عزیز

    بخـنــــد :)

    [ چهارشنبه 17 اردیبهشت1393 ] [ ] [ پسر آریایی ] [ ]