با یه اردیبهشتی بازی نکن ، بخواد باهات بازی کنه، شهربازی میشی!
ـــــــــــــــــــــــــ اردیبهشتی :

زیبا اما... باطنی

ساده اما... زیادی

خونگرم اما... آروم

منطقی اما... لجباز

کم حرف اما... خوش صحبت

خوشبین و صبور

امیدوار در عین ناامیدی

همیشه اونجوری به نظر میان که واقعا هستن

.

.

فقط ...

یه اردیبهشتی میتونه راهه زندگیتو نشون بده

 

دنیای” اردیبهشتی مان” را دوست دارم…
روزی اگر کم هم بیاوریم و
آرام به فرش زیر پایمان خیره شویم…
از مهربانی نگاهمان،
گلهایش به رویمان لبخند خواهند زد…!

+ تاریخ ساعت 11:41 نویسنده Aryan Boy |

گرگی ناراحت را دیدم...

پرسیدم چرا ناراحتی مرد...؟

گفت: شنیدم بعضی انسانها با صفت من

نامردی میکنند...

+ تاریخ ساعت 18:4 نویسنده Aryan Boy |

مــن یـه ” اردیبهشت” مـاهـیـَم …!

مــن هـمـون ديـوونــه ام کـه هـيـچ وقــت عــوض نـمـيــشـه …
هــمـونــی کـه هـمــه بـاهــاش خــوشــحـال هـســتـن …
هــمـونــی کـه اونــقـدر يــه آهــنـگ رو گــوش مــيـده
کـه از تــرانـه گــرفـتــه تــا ريـتــم و خــوانـنـدش مــتــنـفـر بــشـه …
… هــمـونــی کــه هـِـق هـِـق هــمــه رو بــه جـونِ دل گـوش مــيـده
امــا خــودش بـٌـغـضــاش رو زيــر بــالــش مــيـتـرکــونـه …!
هــمـونــی کــه هــمـه فــکـر مـيــکـنـن ســخـتـه…ســنـگـه امــا بـا هــر تــلـنـگـری مـيـشـکـنــه …
هــمــونــی کــه مــواظـبـه کــسـی نـاراحــت نـشــه امــا هـمــه نـاراحـتـش مـيـكـنــن …
هــمـونــی کـه تـکـيـه گــاه خـوبـيــه امـا واســش تـكـيـه گــاهــی نـيـســت …!
مــن هــمــون اردیبهشـــــــــت مــاهــیــَم …

+ تاریخ ساعت 18:4 نویسنده Aryan Boy

 

 

اره عزیزم...

 

قلیون میکشم که منت نامرد نکشم!

 

قلیون میکشم که از نارفیق نکشم!

 

قلیون میکشم که بتونم غم و غصه هامو تنها رو دوش خودم بکشم!

 

تو از پشت خنجر نزن...

 

نمیخواد ب فکر سلامتی ما باشی

+ تاریخ ساعت 16:30 نویسنده Aryan Boy
 

تـُـو فِکــر مــیکنــی نــابـَـم..

ولــی مَــن خــوابـَـم..

مُــنـتــظره عَــکس خودم بـا رُبــانِ مِــشکی تــوی قابـَـم..

+ تاریخ ساعت 16:24 نویسنده Aryan Boy
 

کــمی عـوض شدم .
دیــریست از خــداحـافظی ها غـمگین نــمیشوم .
به کـسی تــکــیه نـمیـکنم .
از کـسی انــتظار مـحبت نــدارم .
خودم بــوسه میـزنم بر دسـتانم .
ســر به زانـو هایم مـیگذارم و سـنگ صـبور خـودم
مـیشوم .
نـگران خـودم مـیشوم .
بـرای خــودم هـدیه مـیخرم .
با خـودم سـاعتـــــــــــ هـا حـرف مـیزنم در دنـیای خـودم .
کـسی حـق ورود نـدارد
جـز خــودم ...
+ تاریخ ساعت 21:42 نویسنده Aryan Boy

از مرگ میترسم

فقط بخاطر

گریه های

مادرم

+ تاریخ ساعت 18:18 نویسنده Aryan Boy
عشق یک خواهر به برادرش

 

حتما بخونید


ادامه مطلب
+ تاریخ ساعت 17:31 نویسنده Aryan Boy
گاهی اوقات 

حسرت تکرار یه لحظه 

دیوانه ام میکند!

+ تاریخ ساعت 19:56 نویسنده Aryan Boy

...

چند وقتی بود که میخواستم برای تو درد این قلبی را که شکستی و رفتی بنویسم

اما تا میخواستم بنویسم قطره های اشکم بر روی کاغذ میریخت

و نمی توانستم آنچه را که میخواهم بر روی صفحه کاغذ

خیس بنویسم.حالا دیگر یک قطره اشک نیز در چشمانم نمانده و

همان قلب شکسته ام تنها یادگار از عشقت به جا مانده

قلبی که یک عالمه درد دارد ، دردی که مدتهاست دامنگیرش شده است.

از آن لحظه ای که رفتی در غم عشقت سوختم و با لحظه های تنهایی ساختم.

نمی توانستم از تو که مدتها همدل و همزبانم بود جدا شوم ،

اما تو رفتی و تنها یک قلب شکسته سهم من از این بازی عشق بود

یک بازی تلخ که ای کاش آغاز نمیکردم تا اینگونه در غم پایانش بنشینم

تو که میخواستی روزی رهایم کنی و چشمان بی گناهم را خیس کنی

چرا با من آغاز کردی!

مگر این قلب بی طاقت و معصوم چه گناهی کرده بود

گناهش این بود که عاشق شد و تو را بیشتر از هر کسی ، از ته دل دوست داشت

حال برای تو از بی وفایی هایت مینویسم انگار آسمان چشمانم دوباره ابری شده

دوباره میخواهد ببارد.اما من مینویسم

مینویسم که یک قلب را شکستی ، و زندگی ام را تباه کردی.

کاش می دانستی چقدر دوستت داشتم ،

کاش می دانستی شب و روز به یادت بودم و از غم دوری ات با

چشمان خیس به خواب عاشقی می رفتم.

نمی دانی چه آرزوها و رویاهایی را با تو در دل داشتم.می خواستم عاشقترین باشم ،

برای تو بهترین باشم ، یکرنگ بمانم و یکدل نیز از عشقت بمیرم.

آن زمان که با تو بودم کسی نام مرا صدا نمیکرد ،

همه به من میگفتند ((دیوانه)).آری من دیوانه بودم ، یک دیوانه ساده دل.

دیوانه ای که اینک تنهای تنهاست و از غم جدایی ات روانی شده است.

این را بدان نه تو را نفرین کردم ، و نه آرزوی خوشبختی برایت کردم.

این روزها خیلی احساس تنهایی میکنم ،

راستش را بخواهی هنوز دوستت دارم اما

دیگر دلم نمیخواهد حتی یک لحظه نیز با تو باشم.

خیلی دلم میخواهد فراموشت کنم اما نمی دانم چرا نمی توانم

دلم برای لحظه های با تو بودن تنگ شده و یاد آن لحظه ها قلب شکسته ام را میسوزاند.

و این بود سرنوشت من و تو! چه بگویم که هر چه بگویم دلم بیشتر می سوزد .

نیستی که ببینی اینجا زندگی ام بدون تو بی عطر و بوست .

هر چه نوشتم درد این قلب دیوانه من بود ، نمیخواستم بنویسم از تو ، اما قلبم نمیگذاشت.

بهانه میگرفت ، گریه می کرد ، میگفت بنویس تا بداند چه دردی دارم.

انگار دوباره کاغذم از قطره های اشکم خیس شده ،

خواستم بنویسم که خیلی بی وفایی.

+ تاریخ ساعت 23:3 نویسنده Aryan Boy
 به بعضیا خعلی چیزا باس گفت ولی به بعضیا هم باس گفت:

مهربونیت تو حلقم...به هیشکی نه نمیگی ...

من آرزوی دیگرانم ... تو آویزون دیگران ...

فک میکردم دمت گرمه ... ولی دیدم سرت گرمه ...

+ تاریخ ساعت 13:34 نویسنده Aryan Boy
این روزا اونقـــــــــدر حالم خرابـــه کـــه

 

اگـــــه خدا هم بگـــه بـــاهـــات قــهرم.

میگـــم:

هرطـــــــــــور راحتــی

:(

+ تاریخ ساعت 13:46 نویسنده Aryan Boy
 

I'm so worried, my darling

...Worry about your life

!Baby I do not want no joy , If you're not happy in your life

+ تاریخ ساعت 23:36 نویسنده Aryan Boy
بعضی ” آه ” ها را…

هر چقدر هم که از ته دل بکشی..

باز هم سینه ات خالی نمیشود…

امروز سینه ی من پر است از آن ” آه ” ها…….
 
: .....
+ تاریخ ساعت 13:45 نویسنده Aryan Boy
هرگاه دفتر محبت را ورق زدی،

هرگاه زیر پایت خش‌خش برگ‌ها را احساس کردی،

 هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره خاموش دیدی،

 برای یک بار در گوشه‌ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو:

                                                                                                یادت بخیر

 

+ تاریخ ساعت 18:22 نویسنده Aryan Boy
گاهی ، وقت خداحافظی از یک عزیزی .. خواسته یا ناخواسته میگیم :
«مواظب خودت باش ! »
مواظب خودت باش یعنی فکرم پیش توئه !
مواظب خودت باش یعنی برام مُهمی !
مواظب خودت باش یعنی نگرانتم !
مواظب خودت باش یعنی دوستت دارم !
مواظب خودت باش یعنی به خدا می سپارمت !
مواظب خودت باش یعنی از الان دلم واست تنگ شده!
مواظب خودت باش یعنی… واقعاً مواظب خودت باش.

+ تاریخ ساعت 9:43 نویسنده Aryan Boy

 

دغده ی روز مره ام، بودن توست

نفس کشیدنت......

ایستادنت........

خندیدنت.........

"مادرم"

توباشی و خدا...

دنیا برایم بس است...

Mother and Child 300x379 Mother and Child  photo

چی میشه دوباره برگردم به ۲ یا ۳ سالگیم

+ تاریخ ساعت 15:33 نویسنده Aryan Boy

 

سلامتی خودم...میگی چرا؟؟

چون با همه خندیدم...همه رو دلداری دادم...

نگران همه شدم...به همه اهمیت دادم...

بغض های خعلیارو به خنده تبدیل کردم!!

ولی هیچکس حتی نفهمید تو دلم چی میگذره...

هیچکس نفهمید..!

 

+ تاریخ ساعت 15:37 نویسنده Aryan Boy
به بعضیام باید گفت:

                                من چشم می بندم

    تو فقط گم شو

 

+ تاریخ ساعت 11:51 نویسنده Aryan Boy
کـاش نجابتـم را بهـانه رفتنتــــ قـرار نمیـدادی

 

 تـا بـا دیـدن هـر هـرزه ای

 

  بـه خودم نگویـم : اگـر مثـل ایـن ها بـودی نمیـرفتـــــ

+ تاریخ ساعت 18:50 نویسنده Aryan Boy

جوانی هایت را ...

با بچگی هایم پیر کردم ...

به موی سپیدت مرا ببخش...

مادر ، ای تمام هستی من

دوستت دارم

+ تاریخ ساعت 18:27 نویسنده Aryan Boy